خرید بک لینک

ورودی دانشگاه بوی لعنتی خوبی میداد . بوی آن شب ، هتلی که یادم نیست کجای شمال کشور بود یا حتی اسمش چه بود . حس غریب اتاقی که مال خودت نیست . دو تخت به هم چسبیده و چمدان گوشه اتاق . دیر رسیدن های همیشگی و خستگی راه . صدای صبح . عطر بهار نارنج . عنکبوت . صدای اسپریت . چروک لباس . شامپو های مسافرتی ایوان . دمپایی . سجاده پهن مامان روی ملافه پایین تخت . بالش جامانده در ماشین . قمقمه . حمام . موی خیس . صدای بابا ، صدای دریا ، پوست خورد شده تخم مرغ آبپز . مربای بِه . صدای جیجیرک . مورچه پردار . شن های داغ . ساعت تحویل اتاق . صندوق عقب باز . میوه های داغ . اتوبان صدر . سراشیبی پارکینگ خانه . سبد رخت کنار حمام . سکوت بعد از ظهر . سکوت شب و سکوت بعد از آن .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:57

صفحه بندی