برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
قسم به کفش های گوشه سمت راست جاکفشی ، رفتن آدمها از هر نوع که باشد ،
میماند .
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
تنهایی رو واقعا چی معنی میکنی ؟
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
به توافق رسیدیم نود و پنج سالی بود بی اعصاب و بی ثبات . یا مثه سگ بد ، یا عجیب خوب . البته سگ بد نیست . دلیل به کار بردنش بیشتر اون تاکید منفی ایه که این کلمه تو خودش داره . مثلا مثل سگ دروغ میگه . سگ اگر حرف هم میزد مطمئنا دروغ نمیگفت . ولی همونطور که میبینید هیچ کلمه ای با این شدت تاکید به ذهن شما هم نمیرسه .
منتهی این حرفا پیر شدن مارو عوض نمیکنه . همش بهانس . یک سال دیگم گذشت و ما حقیقت اینکه زمان مثل سگ برنمیگرده رو هنوز متوجه نمیشیم . میشیم ؟
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
+ سعی کن باهاش کنار بیای .
- سعی کن تو با اینطوری کنار اومدن من کنار بیای .
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور
در پی عنوان باید بگم که ، همون چیزی که سی اسفند نود و پنج رو در ساعت سیزده و پنجاه و هشت دقیقه چهل ثانیه ، از ساعت سیزده و پنجاه و هشت دقیقه و سی و نه ثانیه متفاوت میکنه . حس شروع یه چیز جدید که یک ثانیه ، یک شماره ، یک قدم و یا حتی یک نفس بعدش ، از بین میره . مثل سی اسفند نود و پنج ساعت سیزده و پنجاه و هشت دقیقه و چهل و یک ثانیه . یا اصلا همین چهل و یکمین پست .
برچسب:
نویسنده: پویان حسینیپور